Skip to content

Archive for August, 2010

28
Aug

Tears, my tears fall in droplets, and a rotted moon has risen
Tears, my tears convey everything, and not one thing can escape from those feelings
Tears, my tears spill in droplets, and the night fog nestles close to the moon
Tears, my tears illuminate my footsteps, and I get the feeling I can get close to you


Namida
Bakumatsu

 

20
Aug


دیشب خواب پروانه میدیدم…

خواب میدیدم دست راستم رو آوردم بالا جلوی صورتم؛ دیدم سر انگشتم یه پروانه ی قرمز کوچولو نشسته.

قرمزی بالهاش تو نور خورشید خیلی زیبا بود…

میگم… به نظرت تو دنیا پروانه ی قرمز هست؟

16
Aug

 نشستم پاستیل می‌خورم که یادم نره زندگی چطوریه.;-)

***
این شب‌ها برای بار نمی‌دونم چندم، با آذر  Blood+ می‌بینم و خوش می‌گذرونم.
حقیقتا لذت‌بخشه…

 

4
Aug

A picture is worth a thousand words!

***

今二人のストーリー…

(Now, Our Story…)