Skip to content

Archive for November, 2010

30
Nov

 

شنیدی می‌گن طرف یکجوری دروغ می‌گه خودش هم باورش می‌شه؟

حالا حکایت اینهاست.

23
Nov

یه دوست مورخ عزیزی هست در بهشت، که یک تاپیک قدیمی داره.

داخل این تاپیک از تمام جملات و اشعار و داستانهایی مینویسه که خودش بهشون علاقه داره. فکر می کنم از این جور داستانها زیاد شنیده و خونده باشید، احتمالا هم به نظرتون خیلی ایده آلیستی و به شدت مثبت به نظر میان؛ شایدم حوصله سر بر.

اما اگر راستش رو بخواین من پای ثابت تاپیکشم.

من بدیهیات دنیا رو بیش از هرچیری دوست دارم؛ چون ساده تر از اونی هستن که به یاد ما بمونن. ما انگار به یادگرفتن چیزهای پیچیده عادت کردیم؛ در حالی که هنوز چیزهای بدیهی و ساده ی زیادی تو دنیا وجود داره که خوندن و یادگرفتنشون بیش از حد مزه میده. من پیچیده نمایی رو دوست ندارم.

اگر شما هم یکوقتی حوصله کردین، یه سری بهش بزنین. شاید اونقدر ها هم حوصله تون رو سر نبره;-)

[+]

 

9
Nov


درخت بسیار تنومند و بلند است.ناگهان؛ تو خیلی کوچک هستی.

ابدا مشکلی وجود ندارد.

درخت تنومند است… خب که چه؟

بگذار تنومند باشد! تو یک درخت نیستی…

8
Nov

آدم‌ها معمولا به شرایط خو می کنن بدون اینکه بدونن چرا.

زمانی که «قرار» بر اینه که همه یکدست باشن، متفاوت بودن به نظر دیگرانی که در این جریان ذوب شدند، چیزی سنگین و دردناک به نظر میاد؛ در نتیجه برداشتن عامل مزاحم از سر راه، اونها رو آزرده نخواهد کرد؛ چون این اقدام رو عملی می دونن در جهت حفظ یکپارچگی شون.

حقیقت اینه که رشد کردن و بزرگ شدن، فرایندی منقطع و یله پله نیست که وقت یاز یک مرحله ی اون رد میشیم، لزوما مجبور بشیم مرحله ی قبلی رو پشت سربگذاریم و دور بریزیم تا «بزرگ»بشیم. بزرگ شدن فرایندی پیوسته ست که نتیجه ی تجمع تدریجی حالتها،حس ها و تجربیاتیه که اونها رو از دوران کودکی و تمام عمر، همراه خودمون حفظ کردیم و به جلو آوردیم.

در واقع آدم بزرگ ها_در معنای واقعی خودشون_، هیچ چیز جز کودکانی که یاد گرفتند چطور با تجربه هاشون و حسهاشون زندگی کنند، نیستند…

به بهانه ی داستان:

Kino’s Journey:The Beautiful World

Episode 4:Land of Adults

 

5
Nov

اووم…نمی دونم چه حکایتیه که هر سال و هر مقطعی که میرم دفترچه کنکور بگیرم یا پست کنم، بارون میاد.

اینقده خوبه!به فال نیک میگیریم;-)