Skip to content

Archive for September, 2012

24
Sep


دیروز یه آدم رو در سه گوشه ی مختلف از شهر دیدم؛ من خل شدم یا دنیا خیلی کوچیک شده؟! لول


19
Sep

 

تعداد SMS هایی که از هر کدوم از آدمها میگیری، بستگی مستقیم به این مسئله داره که خطت یه طرفه باشه یا نباشه :دی

دوستای قدیمی که هیچ؛ حتی خود دانشگاه هم امروز یادش افتاده بود که SMS بده؛ اتفاقا اینبار جواب هم بخواد! :دی

 

پ.ن: میگه چرا کامنتها رو بستی؛ این هم باز! :دی

حالا کی بریم پینگ پنگ؟ لول

5
Sep


داستان شازده کوچولو بود؟

می گفت هر زمان به بزرگترها بگید که یه خونه دیدین که توی ایوونش شمعدونیه  و لب بومش هر روز کبوتر میشینه و حسابی خوشگل و بامزه ست، اونها این زیبایی رو درک نمی کنن؛ حتما باید بهشون بگی که اون خونه چقدر مساحت داره و چقدر گرون خریده شده تا زیبایی اون رو درک کنن.

بی انصافیه ها! ولی الان دقیقا حسی مشابه این موضوع بهم دست داده! =__=”

خب وقتی بعد از عمری صدات می کنم که یه کار مهم رو بهت نشون بدم، بهم نگو من درکت نمی کنم؛ علاقه هات خیلی مبهمه! اصلا هم نیاز نیست که بگی ایول چقدر خوب شده! بگو اوکی ه؛ زحمت کشیدی…


2
Sep

 

وقتی اون روی آدم بعد از سه سال میاد بالا!