Skip to content

Archive for October, 2012

21
Oct


تا به حال فوبیای یک درد رو داشتین؟


19
Oct

 

یه زمانی می‌گفتن بزرگترین قدم آدم‌ها در حل مسائلشون اینه که ابتدائا بپذیرن که مشکلی وجود داره.

اما اگر از من پرسیده باشی، خواهم گفت که به عقیده‌ی من مرحله‌ای خطرناک در حل مشکلات ظهور کرده و اون کنار اومدن با مشکله.

طرف می‌دونه که مشکلی وجود داره و در عین حال چون باهاش وفق پیدا کرده، اون رو قسمتی از ذات فعلی خودش ارزیابی و علنا عنوانش می‌کنه، حتی دیگه زحمت حل کردن مشکل رو هم به خودش نمی‌ده.

هر طور که بهش نگاه کنی، این روند میتونه از عدم شناسایی مشکل توسط فرد، مخرب‌‌تر باشه…

 

18
Oct

درس حقوق بشردوستانه رو حذف کردم که مجبور نشم با این همه درس و برنامه تراشی سنگین 1000 صفحه هم اون رو پاس کنم.

به جاش یه درس یک واحدی برداشتم به نام حقوق بین‌الملل محیط زیست در 200 صفحه.

بعد کاشف به عمل اومد که منبعش یه کتاب ترجمه شده ست.

یعنی حقیقتا دو روزه که زندگیم اومده جلوی چشمم×

اینقدر وضع این کتاب خرابه که حقیقتا نمی‌شه خوندش.

خب مرد حسابی! تو وقتی زبان مادریت رو هم درست بلد نیستی جمله‌بندی کنی، برای چی کتاب دانشگاهی ترجمه می‌کنی؟

 

حالا هی بگین ادبیات بده! هی بگین زبان فارسی چیه دیگه!

اصلا چطوره برم همون 1000 صفحه‌ایه رو بردارم دوباره!! =__=”

17
Oct


نگاهی دقیق به دستاوردهای بشری، به مثابه ی تلاش دسته جمعی مردم دنیا، معمولا احساس جالب و لذت بخشی داره.


16
Oct

 

می‌شینه گوشه‌ی کوچه؛

چشم به آسمون می‌دوزه؛

می‌کنه یاد گذشته؛

دلش از غصه می‌سوزه…