Skip to content

Archive for March, 2013

29
Mar


درست همین موقع‌ها وقتی تعطیلات عید و مراسمش از 4-5 روز میزنه بالا، من دیگه رسما دیوانه می‌شم.

حالم از این همه تعطیلات به هم خورد بابا!

زندگی ندارین شماها مگه؟!


24
Mar


نظرت در مورد یکسال زندگی با Countdown Timer چیه؟



22
Mar

 

یه نگاهی به تفال حافظ می کنم که مامان داده دستم؛

که آیا تو واقعا فکر می کنی که تا همینجاشم می تونه کافی باشه؟

به هیچ ورد دگر نیست حاجت ای حافظ  . . . . . . دعای نیم شب و درس صبحگاهت بس؟!

هووم…

شاید مسئله اینجاست که من همیشه به اعتقاد شخص مامانم بیش از خود خواجه ی شیراز اعتقاد داشتم لول

 

 

18
Mar

 

بعضی مسائل هستن، که تو هیچوقت نمی‌تونی اشتباه بودنشون رو به طرف مقابلت نشون بدی؛ حتی اگر واقعا اشتباه باشن. طرف به طور ناخودآگاهی ترجیح می‌د‌ه با سر خودش راه بره تا درستی و نادرستی ماجرا رو بفهمه.

 

 

18
Mar

هوووم…

دلم کره‌ی بادوم‌زمینی می‌خواد!

بیسکوییت بادوم‌زمینی؛

شکلات با مغز کارامل بادوم‌زمینی؛

ولی نه؛ همون اولی. خودم می‌دونم رو چی بمالمش.

 

دلم کره‌ی بادوم‌زمینی می‌خواد!

 

15
Mar

می‌شه یه سوالی بپرسم؟:دی

چرا بعضی ها زرتی روی آدم‌هایی که باهاشون یه مدت آشنا هستن اسم دوست رو می‌ذارن؟ این قطعا نشونه‌ی حسن نیتشون هست و من اینو درک می‌کنم و قدردانم؛ ولی مگه هر کس از راه می‌رسه و صرف اینکه با هم یه سلام و یه مقدار همکاری داشتین دوست‌ه؟

در مورد پرستیژ اجتماعی این لغت صحبت نمی‌کنم‌ها! واقعیتش درونی‌ش رو می‌گم.

دایره‌ی دوستی‌های ملت چرا اینقدر پت و پهنه آخه؟! :دی

حداقل اگر اینقدر بهم محبت داری که می‌گی فکر می‌کردی من دوستت بودم (احتمالا الان دیگه نیستم؟:دی) که فلان حرف رو باهام در میون گذاشتی، بهم نگو که به عنوان یه دوست ازم این توقعات رو داری!

من یاد گرفتم که از احدی توی زندگیم توقعی نداشته باشم. چه برسه از دوست؛ مگر این توقع که بهانه کافی برای درگیری ذهنی و عاطفی رو بهم بده.

و بر عکس؛ توقع کسی رو هم پاسخگو نباشم. مگر این توقع که بهانه ی درگیری‌ش رو در این مقوله از من بخواد.

من شاید اشتباه می‌کنم؛ اما این تفکر منه. و قطعا منافاتی با این مسئله نداره که خیلی از آدم‌ها رو هم واقعا دوست داشته باشم.


15
Mar

گویند که…

یک در مقابل یک؛ یکی بزن، یکی بخور!

***

می‌دونی؟

اگر فکر می‌کنی ایده‌ی خوبیه که در حالی که پات رو انداختی رو پات بگی که چقدر آدم باهوشی هستی؛ چقدر کولی و زمانی که خیلی حس می‌کنی چقدر آدم رک و باحالی هستی و بهم بگی که از فلانی و فلانی و فلانی هیچ خوشت نمیاد پیف پیف! ،بعد با بی‌تفاوت ترین حالت ممکن بهم بگی که اصلا واسه چی اینقدر به مطالعه علاقه دارم و زور اضافی(!) می‌زنم که نهاینش چندرغاز بذارن کف دستم؟!

از من دلخور نشو؛ اگر همون موقع بذارم تو کاسه‌ت که یه آدم‌هایی مثل من هم تو دنیا وجود دارن که از تو هیچ خوششون نمیاد و تصور می‌کنم که چقدر آدم چرند و بی مزه‌ای هستی؛ و بهتره پاتو زیادی از گلیمت درازتر نکنی.

و البته قبل از اینکه درست متوجه بشی چطور از روی جلال و جبروت بی‌معنی‌ت دو دور رد شدم، من برگشتم به اتاقم.

 

خودشیفته بودن هم آدابی داره؛

یعنی خوشت بیاد یا نیاد؛ یه همچین آدمی‌ام من.

 

15
Mar

گل سرخ شازده کوچولو بهش گفت اگر می‌خوای بری برو؛ دست‌دست نکن!

***

من همیشه می‌گم اگه می‌خوای بری شجاع باش و بگو وقتشه که برم.

هی بار رفتنت رو به دوش اینو اون ننداز، بلکه رفتنت برای خودت راحت‌تر بشه!