Skip to content

Archive for October, 2013

31
Oct


انگیزه م ته کشیده؛ صبرمم همینطور.

از فکر اینکه هنوز یه 2-3 ماهی رو باید تمام وقت مشغول باشم، بی نهایت دچار کسالت شدم.



29
Oct

+

あなたに初めて出会ったあの夜

もっと強く抱きしめて

放さないで

夢の世界連れて’って


夢の世界
MONKEY MAJIK

23
Oct

 

این خیلی بده که بعضی ها فکر می کنن مصیبت زده ترین آدمهای دنیان؛ و دائما بقیه رو متهم می کنن به این که درکشون نمی کنن؛ در حالی که همه ی آدمها لزوما رنج هاشون رو به زبون نمیارن. همیشه فکر کن توی این دنیا ممکنه یکی باشه که از تو بیشتر رنج کشیده باشه؛ در نتیجه بیا و از رنج هات توجیهی برای بُریدن از بقیه نساز…

 

 

23
Oct


حقیقت اینه که، اساسا کارکرد علم این نیست که ملت از قبلش مایه دار بشن؛ کسبش می کنن که نادون نمونن؛

و اگر چه ارتباطشون عموم و خصوص مطلقه؛ اما از نظر تکنیکی خیلی فاصله هست بین این دو! یا حداقل من اینطور فکر می کنم.


21
Oct


دیدی اینهایی رو که هر چی دلشون می‌خواد میگن و هر انتقادی که به نظرشون میاد رو می‌کنن، بعد اضافه می‌کنن که هیچ منظور خاصی نداشتن و امیدوارن که ناراحتت نکرده باشن؟

عموما در مقابل این وسوسه که چند تا از همون جنس حرف‌ها بهشون برگردونم و بعد اضافه کنم که هیچ مخاطب خاصی نداشتم و امیدوارم سوء تفاهمی براشون پیش نیومده باشه، مقاومت می‌کنم :دی


خب بچه یا شجاع باش درست حرفت رو بزن؛ یا اگر اینقدر نگرانی که ملت رو ناراحت کنی، اصلا حرف نزن!


20
Oct


زل زدم به فنجون قهوه م، اینقدر خسته م اصلا حسش نیست تا لبم بیارمش بالا!



20
Oct


میگه:

«الان باید بگم خوش اومدی یا بگم خونه‌ی خودتون بود؟»

تا دو دقیقه می‌خندیدم.