Skip to content

Archive for December, 2013

30
Dec


یکی از مشکلات بزرگ کار کردن روی سمینار اینه که نمی تونم وقت تایپ کردن به چیزی گوش بدم.

جدا طاقت فرسا و حوصله سر بره.

آ~ه…

24
Dec

 

آدما تا یه سنی احساس بخصوصی نسبت به جمع های دوستانه شون دارن و شاید خیلی سخت باشه که بخوان بپذیرن خیلی وقتها تنها مشتی خاطره و حسی نوستالژیک رو قراره با خودشون به آینده ببرن؛ حقیقت اینه که همه چیز به ناچار یه روز تغییر می کنه و تو باید بپذیری اینو. پذیرشش هم چیزی جز این نیست که تا وقتی میتونی، به تمامه لذتش رو ببری و وقتی تموم شد، با لبخند بپذیریش و رهاش کنی که بره…

 

24
Dec


آ ها ها ها!

دی ماه امسال رسما مثل کابوس می مونه =__=


20
Dec

 

[+]
めぐり会い ~ピアノ~
No.6 Original Soundtrack 2

ای دنیای من!

19
Dec


آدما؛

توی هر دنیایی، فقط خودشون هستن که نسبت به خودشون ظالمن؛ و نه هیچکس دیگه نسبت به اونها.


19
Dec

 

در سال 1998، گریگوری اچ. استانتن، رئیس وقت دیدبان نسل کشی، در سخنرانی خود در مرکز مطالعات بین الملل منطقه ای،  هشت مرحله ی مختلف نسل کشی را بیان کرده و شرح داد:

 

الف) طبقه بندی: این اولین مرحله ای
است که گروه ها با معیارهای قومی، نژادی، ملی و مذهبی به خودی و غیر خودی یا «ما» و «آنها» تقسیم می شوند؛ مانند: آلمانی یا یهودی یا قوم توتسی و هوتو.

ب) نمادسازی: در این مرحله به طبقات و  گروه ها نام و یا نمادهایی داده می شود یا با رنگ و لباس خاصی جدا می شوند و نمادها در مورد اعضای
گروه به کار برده می شود. دو مرحله ی طبقه بندی و نمادسازی عموما انسانی بوده و لزوما به نسل کشی منجر نمی شود مگر اینکه به مرحله ی غیر انسانی کردن برسد.

ج) غیر انسانی کردن: در این مرحله، گروهی، انسانیت گروه دیگری را انکار و اعضای آن را حیوان، جانوری موذی، حشرات و امراض تلقی و با تبلیغات نفرت آمیز علیه آن گروه سخنان تحریک آمیز گفته و اقدامات ملی و بین المللی برای سرکوب و دفع این گونه اظهاراتتحریک آمیز انجام نمی شود و یا سازوکارهای لازم برای این گونه اقدامات بازدارنده وجود ندارد.

د) سازمان دهی: در این مرحله،نسل کشی غالبا توسط دولت سازماندهی می شود و برای این که مسئولیت دولت مطرح نشود، بیشتر با استفاده از شبه نظامیان یا به صورت غیر متمرکز مانند گروه های تروریستی صورت می گیرد. در مرحله ی سازماندهی، واحدهای ویژه ی نظامی یا شبه نظامی آموزش، تسلیحات و تجهیزات داده می شود و نقشه های قتل و نسل کشی تهیه می شود.

ه) قطب سازی: در این مرحله، تندروها، گروه ها را از یکدیگر جدا می کنند. تبلیغات نفرت آمیز راه انداخته و تفرقه افکنی می کنند. ممکن است به موجب قانون، ازدواج بین نژادهای مختلف یا تعاملات اجتماعی بین آنها را ممنوع کنند. تروریسم تندرو، گروه های میانه رو را مورد هدف قرار داده و گروه های مرکز را تهدید و ساکت می کنند. میانه روهای خود گروه مرتکب بیشتر می توانند از نسل کشی جلوگیری کنند؛ بنابراین این افراد نخستین کسانی هستند که دستگیر و کشته می شوند.

و) آماده سازی: در این مرحله افراد مورد شناسایی و به دلیل هویت قومی و مذهبی جدا و فهرست کسانی که باید کشته شوند، تهیه می شود. اعضای گروه های آماج مجبور می شوند نمادهای خاصی را به همراه داشته باشند. اموال آنها مصادره می شود و اغلب به محل سکونت اقلیت ها و ی اردوگاه ها یا منطقه ی قحطی و گرسنگی کوچ داده می شوند. در این مرحله باید فوریت نسل کشی اعلام شود.

ز) نابودی: در این مرحله، قاتلان قربانیان خود را انسان نمی دانند و کشتارهای دسته جمعی آغاز و وضعیت از تظر حقوقی نسل کشی نامیده می شود. در صورت پشتیبانی دولت از این وضعیت، نیروهای نظامی اغلب با کمک شبه نظامیان کشتار راه می اندازند. گاهی هم نسل کشی موجب انتقام از سوی گروه قربانی می شود.

ح) انکار نسل کشی: هشتمین و آخرین مرحله با انکار نسل کشی همراه است. در این مرحله، مرتکبان نسل کشی، اجساد قربانیان را سوزانده و یا در گورستان های دسته جمعی دفن می کنند. شهود را تهدید، دلایل را پنهان، ارتکاب جرائم را انکار، اعمال ارتکابی علیه قربانیان را به ظاهر تقبیح و هرگونه تحقیق پیرامون جرائم ارتکابی را منع می کنند و به حکومت خود ادامه می دهند تا زمانی که به زور کنار گذاشته شوند و در صورت امکان، فرار می کنند و یا پناهنده شده و از مجازات رها می شوند؛ مگر اینکه دستگیر شوند و یا دادگاهی برای محاکمه ی آنها تاسیس شود.

***

دقیقا چی میدونی از سبعیت بشر به روایت خودش؟

حتی ادعای زیبایی دنیا هم در عین زشتیش، نیاز به پشتوانه ای داره که باید درک شده باشه.

واقعیت اینه که، اصلا هنر نمی کنی اگر آدم مثبت و قشنگی باشی؛ در حالی که هیچوقت اون روی زشت دنیا رو ندیدی. فقط زمانی تبدیل به آدم قابل ستایشی می شی، که با لمس نیمه ی زشت و کثیف دنیا همچنان قشنگ و مثبت باقی بمونی. اینقدر که شاید یه روزی، برای یک نفر هم که شده، ارزش «باور شدن» رو داشته باشی…

10
Dec


どうしてなの?大事なもの

失くしてばかりで

降りしきる雨

また哀しみを歌う

あぁ いつしか

あてのないままに さまようこの街

ねぇ 真実さえ

見えなくなってしまうけど

信じる道は自分の中に きっとある

8
Dec


دیشب خواب اون آسمون پر ستاره ای رو میدیدم که از بچگی، دیگه ندیده بودش.

حیرت انگیز بود!