Skip to content

Archive for February, 2016

28
Feb

 

تمام احساسات آدمی یک وجه مشترک دارن، و اون اینه که از طرق منطقی قابل فهم نیستن؛ تنها تجربه پذیرن و تا تجربه شون نکنی، نمی تونی بفهمی که معنا و ماهیت اونها چیه؛ و اگر اونها رو تجربه کنی، دیگه هرگز از یادشون نخواهی برد. هیچوقت نمی تونی درک ناشی از تجربه رو از وجودت پاک کنی.

در واقع اونها قبل اینکه شخصا تجربه بشن، هیچ معنای بخصوصی نمی تونن داشته باشن.

 

26
Feb

 

تو چکار داری که طرف می‌ره تایلند، میره چین، می‌ره مکه، می‌ره کربلا یا می‌ره اروپا لب دریا؟ چکار داری که دوست داره کتاب بخونه، موسیقی گوش بده، قرآن بخونه، روزه بگیره، نماز بخونه یا چی؟

تو که از به چالش کشیدن اعتقاد ملت لذت می‌بری؛

هر کسی با یه چیزی حالش خوبه؛ مهم اینه که حال همه‌مون خوش باشه.

 

24
Feb

 

وقتی اسم نمایش رو می‌ذاشتین «کشتن کفتر چاهی»، حتی یک دقیقه هم به To Kill a Mockingbird فکر نکرده بودین؛ مگه نه؟! :دی

 

23
Feb

دارم Ho*t Spot دانلود میکنم؛ لینک داده بالاش نوشته:

?for what are you going to use the program

می خوام بمالم سرم! چکار می خوام بکنم؟:دی

می خواین فیدبک بگیرین یا احیانا چک کنین ببینین آدمیزادم یا نه هم، یه طور هوشمندانه تری عمل کنین آدم بهتون شک نکنه خب. لول

21
Feb

 

این خوبه که کسی باورت داشته باشه؛ حتی اگر یه خدا نباشی.

 

18
Feb

 

?ね。。。シャロン、君はチェシャ猫の顔見たかい

。あれは私の目だった。かつて、アビスの意志によって奪われた、私の左目だった

 

این روزها به «سرگذشت» آدم ها زیاد فکر می کنم.

 داستان سرگذشت تو به عنوان یک انسان، چی میتونه باشه…

 

17
Feb

 

حقیقتش تا وقتی اینجا مشغول به کار نشده بودم، به تفاوت بین «اهل عمل بودن» و «بی کله بودن» فکر نکرده بودم. یعنی اصلا دغدغه م نبود.

 برای اینکه آدم اهل عملی به شمار بیاین باید بیشتر از اینها دست به حساب و کتاب بزنین.

اگر این اتفاق بیفته، نتیجه میشه «عمل حساب شده ای که خلاقه ست؛ و البته کمی هم ریسک همراهشه.»

 

خب… به هر حال شما هم اگر جیبتون خالی بشه و چند وقتی بهتون حقوق ندن، احتمالا به صرافت تعریف دقیق از معانی کهنه ای که یه زمانی زیاد به گوشتون می خورده، میفتین.

 هووم؟

16
Feb

 

هی؛ این تویی که از توی جعبه اومدی بیرون.

 

15
Feb

یعنی بچه های این دوره زمونه ها…

حال آدم رو می خوان به هم بزنن گاهی. یک ریز تو این برنامه ها در حال چرند گفتن و فرستادن سند تو آل و فروارد کردن یه مشت چیز بیمزه ان که فقط خودشون میتونن بهش بخندن.

واقعا هر چقدر نگاه می کنم، درک نمی کنم این رفتارها رو.  آدمی که این همه فک میزنه اصلا وقت می کنه فکر هم بکنه؟!

حقیقتا نه دوست داشتم متعلق به گذشته باشم، نه آینده. دهۀ 60 ای ها با تمام سختی هایی که تجربه کردن، انصافا بهترین گروهی بودن که میتونستم توشون متولد شده باشم.

まあ… دست کم بهتر از اونچه که الان دارم از پشت سری ها میبینم.

12
Feb

 

چه فرقی هست بین دو جملۀ «دیدن آینده» و «پیش بینی آینده»؟

منظورم مبانی نظریش نیست.

 

9
Feb

、お前は変われ」

「。変わらなかった、俺の変わりに

 

”。。。分かってる、ここで俺は変わる。俺自身を変革させる”