Skip to content

Archive for August, 2017

31
Aug

 

این از وضعیت حساب بانکی، اون از وضعیت بیمۀ معلقم، اونم که وضعیت مدارک احراز هویتمه.

آدم حس می‌کنه مملکت ریجکتش کرده پاک!

همم…

***

Dancing My Song

Daal Band

[+]

پ.ن: یک چنین چیزی…

30
Aug

 

آخرین باری که به خودت زحمت دادی فکر کنی که می‌شه طور دیگه‌ای هم بود، کی بوده؟

آدم که همیشه نمی‌تونه از نقاط قوت دیگران برای توجیه نقاط ضعف خودش استفاده کنه.

«همینیه که هست!» اغلب راحت‌ترین و بی‌دردسرترین جمله‌ایه که می‌تونی با بی‌مبالاتی تمام در مقابل هر تغییری به کار ببری؛ ولی شک دارم که همیشه بهترینش هم باشه.

 

30
Aug

 

از این مساله که کسی در دایرۀ علاقمندی‌هاش، علاقه به کلیشه‌ای رو زیر سوال ببره، لذت می‌برم؛ حتی اگر خودم از اون کلیشه خوشم بیاد.

 

28
Aug

از این تقارن مبارک تاریخی، نشاطی عظیم بر ما برفت.:دی

 

27
Aug

 

There was once an invisible man who had grown tired of being unseen. It was not that he was actually invisible, it was just that people had become used to not seeing him. One day the invisible man couldn’t stand it anymore. He kept wondering if no one sees you, are you really there at all?v

 

A Monsters Call

Patrick Ness

25
Aug

 

اونچه که من رو می‌ترسونه یه ویندوز کهنۀ پر از ایراد و مشکل نیست؛ ویندوز جدید و تر و تمیزیه که مجبورم تمام روز، وقتم رو باهاش تلف کنم تا برنامه‌ها از نو روش اینستال بشه.

 

25
Aug

 

خوش‌شانسی یعنی اینکه استاد راهنمات تا پریدگی‌های پایان‌نامه‌ت رو هم برات مشخص کنه که فقط بری بشینی اصلاحشون کنی. لول

 

 

پ.ن: بدشناسی یعنی کیبورد آدمِ معتاد به نیم‌فاصله بریزه به هم و هی مجبور بشه از روش کوفتی و افتضاح Ctrl+Shift+2 استفاده کنه! :-/

 

24
Aug

 

اساسا فرق هست بین این دو واقعیت که «نفهمی»، و اینکه «نخوای که بفهمی».

 

 

23
Aug

  ***

نشستیم با هم دو کلمه اختلاط کردیم. درست و حسابی؛ دو تایی؛ من و خودم!