Skip to content

Archive for November, 2017

29
Nov

+

ریسک انتخاب یک گزینۀ آشنا اما اشتباه رو تنها در یک صورت می‌تونی به خوبی درک کنی:

هنگام ارزیابی جواب یک امتحان چهارگزینه‌ای؛ زمانی که گزینۀ انتخابی تو، تنها گزینۀ آشنا در بین گزینه‌ها بوده و تو صرفا به همین دلیل انتخابش کردی…

27
Nov

+

یعنی هلاک این مملکتم که توش هم از موتور و ماشین پول در میارن، هم از کنکور، هم از کچلی و هم از چاقی!

26
Nov

+

 

چی می‌تونه باشه… اون اولین تصویری که اغلب صبح‌ها، بعد از بیدار شدن از خواب شبانه می‌بینی…؟

25
Nov

+

نه اونقدر جذاب که عاشقش بشی؛ و نه اونقدر بی‌مزه که نسبت بهش بی‌تفاوت باشی.

25
Nov

+

 

:-)。結局さらば…だな

24
Nov

+

もうどれくらい経ったのだろう

選んだ道は真っすぐじゃなくても

心はいつもあの頃のまま

。。。形だけを変えながら

از خودم می‌پرسم که چقدر گذشته؟

درسته که راهی که انتخاب کردم، اونقدر ها هم سر راست نبود،

ولی قلب من با وجود اینکه شکلش تغییر کرده،

هنوز مثل همون روزهاست…

「Windy」

Chemistry

حس کاتارسیسی که بهم داد رو عجیب دوست داشتم.

24
Nov

+

باید امتحان کرده باشی تا بفهمی که گم شدن تو همچین شهر بزرگی، تا چه حد می‌تونه کار مشکلی باشه…

23
Nov

+

              

یک پنجشنبۀ هیجان انگیز و خنک! در امتداد بلوار کشاورز، کارگر شمالی و امیرآباد با منا؛ گوگولی خوش‌خندۀ خودم! ; )

واقعا شیرین می‌خندی. : *

21
Nov

+

فکر کردم که «ویتامین C با طعم آناناس؛ چه عجیب!»

اما واقعیت اینه که هیچ دلیل بخصوصی وجود نداره که تمام ویتامین C های عالم با طعم پرتقال باشن.

من صرفا عادت کرده بودم که ویتامین‌های C  رو با طعم لیمو یا پرتقال ببینم…

20
Nov

+

آخر شبی هوس تارت کردم با کرم کاستارد.

حالا می‌گی چکار کنیم؟ لول

18
Nov

+

گیر کردم. در توضیحش حقیقتا گیر کردم.

با هیچ منطقی توجیه پذیر به نظر نمی رسید.

و ناگهان دلم سوخت… بیش از هر زمان دیگه ای در زندگی، دلم به نحو وصف ناپذیری سوخت.

رهاش کردم…

18
Nov

+

 

。すっごくゆっくりだった;落ちて行く時

退屈はもう限界です

立ち尽くしたステージで殴り返す勇気

I don’t care, I don’t care

存在さえも君は笑うかな

走り出したペースで流れてった風景

I don’t care, I don’t care, I don’t care

正しいかどうかを確かめに行くのですか

***

و من دیگه نمی‌تونم این احساس کسالت رو تحمل کنم.

حالا که روی صحنه ایستادی، آیا شهامت جنگیدن رو داری؟

اهمیتی نمی‌دم، من بهش اهمیتی نمی‌دم!

با سرعتی که تو در حال دویدنی، هیچ چیز قابل دیدن نیست؛

حتی نمی‌دونم که داری به حضور من در عرصۀ این زندگی می‌خندی یا نه؛

ولی من اهمیتی نمی‌دم؛ به این هم اهمیتی نمی‌دم.

آیا سرانجام، می‌ری دنبال اینکه بفهمی چه چیزی درست و چه چیزی غلطه…؟

「CRAWL」

Veltpunch

!P.S: Who cares? I don’t care, I don’t care