Skip to content

Archive for December, 2017

30
Dec

+

این بزرگ شدن‌هاش از باب تجربه‌های جدید و اون همه شیطنت شادمانه هم از اون شیرینی‌هائیه که گاها بی‌حد و حساب بانمکه. لول

مای کیوت لیتل اس.

29
Dec

+

                 

مزه مزۀ طعم شکلات‌های شیری و…

مرور خاطرات هفتۀ پیش از بیماری ; )

20
Dec

+

 

.Fear is often greater than the danger itself

11
Dec

+

این صرفا یه پیشنهاده؛ ولی وقتی یه چیزی رو گره می‌زنی، یک طوری گره‌ش نزن که انگار قرار نیست هرگز دوباره باز بشه! همم؟

10
Dec

+

。叩けよさらば開かれん

10
Dec

+

رابطۀ من با آدم‌های دور و برم صرفا بر اساس حس علاقه‌ای هست که بهشون دارم؛ و اگر یک زمانی بفهمم که انگیزۀ طرف مقابلم به هر دلیلی مبنی بر نوعی حس سودآوری یا انگیزۀ غیرمتعارف شخصی بوده، تضمین نمی‌کنم که اون ارتباط دوستانه سرانجام خوشی داشته باشه.

9
Dec

+

یک عمری تو ذهن من جملۀ «مگه می‌شه که نشه؟!» حرف اول رو می‌زده.

8
Dec

+

اگر چیزی وجود داره که تو نداریش، اعتقادت رو بهش صرفا به این خاطر که در دستان تو نیست، از دست نده.

8
Dec

+

نگهبان سیاهچال در جواب سوال Dantes، به او می‌گه «خداوند این وقت سال در فرانسه نیست»؛ نگهبان همون سلولی که روی دیوارش نوشته شده «خدا همیشه و در همه جا حضور دارد.»

و Dantes آرام آرام ایمانش رو می‌بازه…

[+]

7
Dec

+

توی چشم تو نگاه، مثل شاه‌بیت غزل.

6
Dec

+

あの日僕の心は、音もなく崩れ去った

壊れて叫んでも、消し去れない記憶と

暗闇が、瞳の中へと流れ込む

もう色さえ見えない、明日へと沈む

***

و اون روز  قلب من با وجود تمام فریادهایی که از سر درد کشیدم، بی‌صدا در هم شکست…

من در خاطرات فراموش نشدنی و تاریکی‌هایی که چشمانم رو پر کرده بود، شروع به غرق شدن کردم؛

در فردایی که حتی دیگه نمی‌دونستم ممکنه چه رنگی باشه.

「Colors of the Heart」

UVERworld

5
Dec

+

اگر تمام مهندس‌های دنیا مثل مهندس‌های ما بودن، تا حالا دارکوب تمام تمدن‌های بشری رو منقرض کرده بود.