Skip to content

February 12, 2020

+

یک آخر هفته‌ای… شاید هم نه؛ چهار- پنج روزی به همین منوال گذشت. تکیه داده بودم به دیوار و زل زده بودم به نقطه‌ای که حالا نمی‌دونم کجاست؛ گاهی کلاغی بود روی سیم‌های برق، گاهی دونه‌های برفِ پشت پنجره و گاهی صرفا به آبیِ آسمون. گوش‌هام رو داده بودم به تکرار و تکرارِ قطعه‌ای دوست‌داشتنی و چشم‌هام اما، چیزی رو نمی‌دید. به نحو نچندان خوشایندی غرقِ چیزی بودم؛ مثل زمزمه‌های یک داستان اصیل از روزگاری دور؛ غرق در زمان و مکانی که نمی‌شناسم…

با احساس نقاهت خوابیدم و وقتی صبح روز پنجم از خواب بیدار شدم، مغزم از همه و هیچ، درد می‌کرد.

Tuesday. Feb 13, 2020. 10:55 A.M
  23 بهمن 1398
Read more from なんくるないさ

Share your thoughts, post a comment.

(required)
(required)

Note: HTML is allowed. Your email address will never be published.

Subscribe to comments