Skip to content

March 22, 2019

+

این روزها به تصورم که کمی بهترم؛ نه اینکه از دست قرص معده خلاص شده باشم؛ ولی حداقل یکبند احساس گرسنگی نمی‌کنم! به هر حال اینطور که بوش میاد، قراره مدتی با هم وقت بگذرونیم.

از بابت همین گرفتاری‌ها، اسفندماه سال کهنه آنچنان سریع، عجیب و در انتظار گذشت که بر خلاف هر سال، درست احساسش نکردم. تقویم روی میز رو تا انتها ورق نزدم، لحظۀ گذر سال قدیم به جدید رو درست هضم نکردم. خلاصه چند روزی کم آوردم؛ شاید هم به همین دلایل احساس غریبی دارم که انگار از آخر تقویم پرتاب شدم به اولش. اما از یه چیز مطمئنم؛ مطمئنم که تمام لحظات پشت سر گذاشته رو با دقت گذروندم و بهشون کاملا توجه کردم. از این بابت احساس خوبی دارم.

سال گذشتۀ من مقداری متلاطم؛ اما درست مثل زمستان سال 96، در انتظار و تلاش برای روزهایی بهتر گذشت. روی تقویم که ممکن نشد؛ اما همینجا، در حالی که دو روز از فروردین می‌گذره، به امید اینکه این انتظار هر چه زودتر و خوب‌تر به سر برسه، پروندۀ سال 97 رو می‌بندم…

Friday. March 22, 2019. 09:35 P.M
   02 فروردین 1398
Read more from なんくるないさ

Share your thoughts, post a comment.

(required)
(required)

Note: HTML is allowed. Your email address will never be published.

Subscribe to comments